close
چت روم
لاوی

لاویها - بهترین سایت عاشقانه | لاوی ها | رمان | چت روم | داستان | اس ام اس | عکس | آهنگ | کلیپ | کارت پستال | دانلود | لاو | Loveha.iR

موضوعات
آمار سایت
  • افراد آنلاین : 2
  • بازدید امروز : 227
  • بازدید دیروز : 405
  • کل بازدیدها : 720,563
  • ورودی گوگل امروز: 0
  • ورودی گوگل دیروز: 0
  • تعداد کل مطالب : 264
  • تعداد اعضا: 136
  • کل نظرات : 269
  • كاربران VIP سایت : 5 نفر
تبلیغات
عنوان نوشته شده توسط بازدید پاسخ
mah74 6806 158
saharim 91 0
shima 306 0
shima 276 0
shima 218 0
shima 210 0
shima 204 0
fatima 229 0
♥ در انجمن های عاشقانه ها عضو شوید و به صورت رایگان پشتیبانی شوید ♥


اعلانات

- این سایت ( عــاشــقــانــه هـا ) در ستــاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثـبـت شده است.
- مطالب درخواستی خود را در قسمت تماس با ما مطرح کنید.

- کپـی برداری از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.

- درخواست فعال سازی اشتراک VIP جهت غیر فعال شدن تبلیغات
- اس ام اس های خود را برای درج در سایت، به شماره 98900000000 ارسال کنید.

- هواداران عاشقانه ها ، سایت رو با نام بهترین سایت عاشقانه در وب خود لینک کنند !  



خرید شارژ ایرانسل ، همراه اول ، تالیا


فروشگاه اینترنتی کارت شارژ لاوی ها برای خرید آنلاین شارژ ایرانسل ، شارژ همراه اول، شارژ تالیا  ,و شارژ رایتل با هدف آسان سازی خرید شارژ برای شما عزیزان راه اندازی شد. از این پس میتوانید شارژ خود را از طریق این سامانه به نشانی http://sharj-loveha.orq.ir خرید نمایید. از خصوصیات این سیستم می‌توان به پرداخت کاملاً امن اینترنتی و خرید از طریق کارت های بانکی عضو شتاب و همرا با قرعه کشی روزانه بین کاربران اشاره کرد. امیدواریم با استقبال شما عزیزان از این بخش و حمایت مالی ، ما را در هرچه بهتر کردن کیفیت روند رو به رشد لاوی ها یاری نمایید.


متن عاشقانه

ye roz aram mishavi

یـــــک روز ...

حســــــــرت خواهـــــی خـــــورد ...

روزی کـــــه در آغـــــوش دیگـــــری ,

بـــــا فکـــــر کـــــردن بـــــه مـــــن ...

آرام میشــــــــــوی ..............!



لبخند بارانی

labkhande baroon

دختر کوچکی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و برمی‌گشت، با اینکه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان ابری بود، دختر بچه طبق معمول همیشه، پیاده به سوی مدرسه راه افتاد. بعدازظهر که شد، هوا رو به وخامت گذاشت طوفان و رعد و برق شدیدی گرفت. مادر […]



داستان غمگین 'دستان پاک رفتگر'

داستان غمگین “دستان پاک رفتگر” لاوی ها

مرد رفتگر آرزو داشت برای یکبار هم که شده موقع شام با تمامی خانواده اش دور سفره کوچکشان باشد و با هم غذا بخورند، او بیشتر وقت ها دیر به خانه میرسید و فرزندانش شامشان را خورده و همگی خوابیده بودند .

هر شب از راه نرسیده به حمام کوچکی که در گوشه حیاط خانه بود میرفت و خستگی و عرق کار طاقت فرسای روزانه را از تن می شست . تنها هم سفره او همسرش بود که در جواب چون و چرای مرد رفته گر ، خستگی و مدرسه فردای بچه ها و اینجور چیزها را بهانه می کرد و همین بود که آرزوی او هنوز دست نیافتنی می نمود .



سامانه شارژ آنلاین
صفحات ویژه
شما هم بنویسید
مطالب پربازدید
جدیدترین مطالب
مسابقات ماهانه

    مسابقات ماهانه لاویها

    هر ماه به یک کاربر کارت شارژ 5000 تومانی اهدا می شود و بنر وی به مدت یک ماه در انجمن قرار خواهد گرفت. همین الان عضو شوید شاید شما هم برنده این ماه باشید!

دنیای اپلیکیشن

    
آخرین اپلیکیشن‌های معرفی شده

ابزار هدایت به بالای صفحه